ریاست جدید فدراسیون لطفا مطالعه نمایید این مقاله در زمان دکتر مداحی نوشته شده اما اکنون در آغاز راه شما تقدیم می گردد تا انشاالله بهانه نباشد برای بعدها!!!
هرچند وقت يكبار بايد با دم شير در افتاد نا ورنيفتاد اين مثل را از من شنيده بگيريد!!!ميگيد نه پس از مسئولين خواهش مي كنم اين مطلب را كه سالهاست!!!در اين وبلاگ زدم و مجبورم دوباره بندازم صفحه اول مطالعه بنمايند و كمتر به دعواي احمدي نژاد و هاشمي و 18 آذر و خودكشي پزشك كهريزك و مرگ مشكوك خريدار سهام مخابرات و...بپردازند و جان مادرتان يك كم فقط يك كم به شطرنج هم لااقل بگيد فكر كنند ...به خدا كارهايي كه بيات و شطرنج گيلان و... مي كنند را به حساب شطرنج دولتي و كشور و خودتان نزاريد خودتان چيكار كرديد؟جانم؟فيلتر مي كنيد؟!چشم چشم!!!اصلا آقاي احمدي نژاد را به شطرنج چه مربوط حياط خلوت آمريكا مهمتره يا حياط خلوت خونه ننم اينا خوب معلوم انرژي هسته اي حق مسلم ماست!!!خوب شد ؟پس فيلتر نكنيد ببخشيد حرف مفت زدم ببخشيد اصلا من بد من نادون من جوون جاهل !!!


جوجه اردک زشت !!!(روزی قویی زیبا خواهد شد!!!)
مطلب زیر کاملا مستقل نوشته شده و نظر نویسنده است با نگاهی منصفانه در میابیم که مشکل بسیاری از هیئت های شطرنج کشور در میان این درد و دلهاست...
درست یادم نیست که دقیقا کی بود اما فکر می کنم یکسالی از زمانی که با یکی از دوستانم در مورد فضای مدیریتی در آمریکا صحبت می کردم گذشته باشد...دوست من سال ها در آنجا زندگی کرده بود و به زودی هم می خواست که به آنجا برگردد...کاری به همه مباحث مطرح شده در آنروز خاص را ندارم اما نکته ای که در مورد خصوصیات مدیریتی در آمریکا به من گفت موردی بود که من را تا پاسی از شب بیدار نگه داشت و مرا عمیقا به فکر فرو برد...



در کشورهای پیشرفته اروپایی و آمریکا و.و..چند اصل همیشه در یک تشکل مدیریتی با دقت رعایت می شود البته موارد بسیاری در یک نضام مدیریتی رعایت می گردد اما مواردی خاص هستند که خود سرچشمه ده ها و شاید صدها ریز مجموعه دیگرند:
یک مدیر یا مجموعه مدیریتی:
افتخار و اعتقاد قلبی به کار یا خدمت در حال انجام ...
باور توانایی ها و شخص خود...
حساسیت افراطی در بحث وقت شناسی.
ایجاد و تقویت خوش مشربی حقیقی و حقوقی..
.دانستن این نکته مهم که آنچه از شما به عنوان یک مدیر می خواهند و انتظار دارند الزاما همان چیزی نیست که می گویند !
روحیه بالای مدیر و تقویت و تلاش برای حفظ آن توسط نظام مدیریتی ارشد...
مهم بودن همه اشخاص در عین ارزشمند بودن شخص...
با هردیدی به موارد فوق نگاه کردم به جز نتایج مثبت هیچ چیز عایدم نشد ! با نگاهی بدبینانه خواستم به مسئله نگاه کنم !شاید پشت این تزهای کلیشه ای اما در عین حال جالب دستی از استکبار جهانی و...را بیابم ولی دیدم که در بعضی از موارد نکته هایی وجود دارد که با هر مکتب و دین و ایمانی همخوانی دارد و اصولا رد آنها نقض خیلی چیزهاست...
مانند جمله (اگر مسلمان نیستید آزاده باشید...)
اما در عین حال هر چیزی نیازمند بستری مخصوص به خود برای شکل گیری و پیشرفت و حفظ آن رویه هست و نظام مدیریتی و خصایص مربوط به آن هم از این قاعده مستثنی نیست.
در کشور ما که به قول فردوسی پور برنامه نود همه چیزمان به هم می آید کلمه بهره وری مدیرتی نیز بد جوری به عمل تبدیل می گردد یعنی عده ای از مسئولین ما توقع دارند که مدیران کارهای اجرایی خردتر در کشور با صد گرم بذر صد هکتار محصول بدهند ! به همین خاطر است که معمولا طرح ها خوب است ...لوایح عالی است...انتقادات و دخالت ها به نحو احسنت در حال اجراست ! نگاه های کارشناسانه بسیار عالی همه موارد ریز و درشت را به سلاخ خانه موشکافی کارشناسانه می برد و میکروفون ها و تریبون ها ی مختلف همیشه بدجوری داغ داغ هستند اما نتیجه گیری....بسیار متفاوت است از حداقل انتظارات...
چرا؟!
جواب این چرا را اگر بخواهیم کاملا بدهیم باید یک ده جلدی نوشته و تازه در انتهای آن بنویسیم : ادامه دارد...!
اما یک مورد را که اخیرا به عینه شاهد بودم را می توانم الگویی معکوس قرار دهم تا با بسط دادن به بسیاری از موارد دیگر حرف را بیان کرده باشم...
منظورم از الگوی معکوس این است که این مورد یک نقطه کور و منفی در نظام مدیریتی ورزش کشور است که با عنایت به آن ! می توان از تکرار موارد این چنینی جلوگیری کرد و شاید هم مقدار ناچیز آبی که در دستمان مانده باشد را بتوانیم حفظ کنیم...!
چند وقتی است ( هنوز هم البته صد چندان) که هیئت شطرنج کرج حال بسیار عجیبی دارد مثل بیماری می ماند که تب و لرز کرده و یا سردش است که آنقدر پتو روی سرش می ریزند تا خفه شود یا گرمش است که منتقلش می کنند به سرد خانه...خلاصه موقعی هم که حالش از ناچاری بهتر! می شود یا باید پتوها را مرتب کند یا پول هزینه های سردخانه را بدهد.
ماجرا از این قراره که مدتی است با اصرار فراوان بسیاری از شطرنج بازان و دوستان کرجی و غیر کرجی از جمله حقیر شخص دلسوز دیگری مسند باخت باخت ! ریاست هیئت شطرنج کرج را برعهده گرفته است .هیئتی که در گرداب مشکلات غرق است و باز هم افتخار می آفریند باز هم استعدادهای شگرفی را بارور می کند باز هم می شود یکی از هیئت های برتر و موفقیت های بسیار درخشانی را هم کسب کرده و می کند اما این ها همه همان تریبون های همیشه داغ هستند...تا موقعی که موفقیت هست جمع کثیر مدیران تبریک گو و تبریک شنو و تریبون ها و تبلیغات هم هست .اما مو قعی که عمل و بسترسازی برای ادامه این موفقیت ها لازم است همه پشت تریبون های داغ دیگری هستند...
هیئتی تحویل گرفته شد که حدود خیلی! تومان بدهی آشکار و نقدی داشت البته شاید با توجه به هزینه های بسیار یک اعزام یا برگزاری یک مسابقه مبلغ ناچیزی باشد و ارزش طرح هم نداشته باشد ...اما در شرایطی که جای مورد بحث مکانی است که مخاطبانش جوانان و نوجوانانی هستند که باید حداقل امکاناتی را برایشان فراهم کرد که لااقل از قیمت بسیار ارزان هروئین و کراک در کشور ! پایین تر باشد یک میلیون تومان بدهی نقش یک میلیارد خجالت و مشکل را دارد...مشکل بودجه در تمام کشور سوپر استاریست همیشگی که در سریال ناکامی های نتیجه ای نقش اولی است...
اما تعجب اینجاست که در محیط ورزش کشور این رویه کمی متفاوت عمل می کند یعنی بودجه کافی برای همه ناکامی ها و رفع و توجیه مطبوعاتی آنها هست اما برای موفقیت ها خیر!
هزاران اعتبار و هزینه ریز و درشت را برای ایکس و ... خرج می کنیم و در بعضی موارد حتی خودمان هم اعتراف به هزینه کرد اضافی داریم اما جایی که نفس های آخرش به وضوح قابل شمارش است چون جوجه اردکی زشت تنهای تنهاست.
همانطور که گفته شد چند ماهی است شخصی بر صندلی داغی تکیه داده است که جزء خرج کردن اعتبار و آبروی آدمی عایدی دیگری برای صاحبانش ندارد.اگر چه انتقادات بسیاری و نیز به عملکرد همین دلسوز کنونی نیز داشته و دارم اما در عین حال دلیل بر چشم پوشی حقیر به مظلومیت حاکم بر محیط فعلی شطرنج کرج نیست...اگر چند ماه اول ریاست را با هر نوع استارت مدیران قبلی مقایسه کنیم سریعا به این مهم اعتراف می کنیم که بدنه خصوصا معنوی شطرنج کرج شوک بزرگی را پذیرا شد که باعث احیا آن در همه بخش های عملی اش گردید.
کارهایی چون بازگشت شاگردان نونهال و نوجوان و بزرگسالی که از کلاسهای آموزشی دلسرد شده و رفته بودند...همکاری خالصانه بسیاری از داوران و مربیان مخصوصا جوان شطرنج باز کرجی که با همه کمبودها و مشکلات هنوز هم با دل خود تصمیم می گیرند و خدمت می کنند.تحولات عینی همچون دگرگونی های متعدد و تاثیرگذار محیطی هیئت شطرنج کرج (آسفالت و خدمات مخابراتی و زیباسازی و...)جذب دلسوزانی چون مهندس عباسی شهردار فردیس و مهندس وحیدی مدیر مجموعه ورزشی شهاب کرج که هردو با وجود آگاهی مشکلات زیاد و متفاوت تبلیغاتی شطرنج در کشور جزء اصلی ترین و تنهاترین افرادی بودند که در جلوگیری از انحراف صدها جوان شطرنج باز کرج نقش بسزایی داشته و دارند و چه بسا اگر کمک های خیلی از ها ها نبود اکنون هیئت شطرنج کرج هم یا نبود یا در حال مومیایی شدن بود...
برگزاری مسابقات مختلف که حتی در فواصل زمانی ای که بسیاری از مکان های بزرگ شطرنجی در خواب خوش عیدها و غروب تعطیلات و... بودند و جذب بسیاری از شطرنج بازان حتی از تهران و حومه و...احیای پرشور و نشاط لیگ دسته یک غرب استان تهران یا همان کلان شهر کرج و شروع لیگ دسته دو کرج که باعث شده عده کثیری از شطرنج بازان کرجی و غیر کرجی بصورت فعالانه با شطرنج کرج در ارتباط باشند. درخشش های مختلف شطرنجی در کشور استان و المپیاد و...(که خود همین یک سطر مقالات متعددی را می طلبد...)
اما دستمزد همه این موفقیت ها و دلسوزی ها و ده ها کار درخشان دیگر یک اختلاف تکراری است بین تربیت بدنی و فدراسیون ...دو سازمانی که گاهی فراموش می کنند هدف اصلی موجودیتشان احیای ورزش هایی نظیر شطرنج مظلوم است نه ترور آنها !...
در حالی که تربیت بدنی با استناد به نامه جناب آقای هاشمی طبا ( زمان نوشتن مقاله) تاکید دارد که کرج به عنوان یک ورزش مستقل دارای هیئت های مختلفی با استقلال کافی هستند و چون هر هیئت استانی دیگری باید از فدراسیون مربوطه خود بودجه ای مجزا و...بگیرند و در عین حال در راستای سیاست های کلان نظام و اصل 44 قانون اساسی و سیاست های ابلاغی رهبری و آنکه هیئت نیمه خصوصی است باید حتی المکان اجاره ای نیز به تربیت بدنی کرج بپردازد ...
فدراسیون و شخص دکتر مداحی ریاست (سابقا!!!)محترم آن با تاکید همیشگی و ویژه خود به پرداخت دویست هزارتومان سهمیه ریالی هیئت طی یکسال!و تاکید مجدد بر عدم استقلال حداقل شطرنج کرج!و زیر مجموعه دانستن شطرنج کرج از هیئت شطرنج تهران و به نوعی نیز خواستار آن هستند که هیئت شطرنج کرج خودکفایی خود را نه تنها در موفقیت ها !!!!بلکه در مباحث مالی نیز ادامه دهد...!خواسته ای که شاید به نوبه خود و با توجه به ورزش شطرنج عجیب ترین انتظار مدیریتی و با وجود نبود یک نمونه عینی ابداع رویه جدیدی به نظر می رسد.
به راستی هیئت شطرنج کرج که با اعتبار شخصی رئیس و برخی اعضا و کادر اجراییش روزگار گذرانده و مربیان و داورانش بنا به اعتماد به دلسوزان مسئولش به کار خود با وجود عدم پرداخت ها ی کافی ادامه داده و ارائه خدمت می کنند و بازیکنانش همچنان باید در هنگام مسابقات آرم نوشته شده ای را با مضمون (متعلق به هیئت شطرنج گرمدره و ...)در پشت اکثر ساعت های شطرنجی اش ببینند و رئیسش برای اعزام یک حق طبیعی به نام اعزام یک تیم در مسابقه ای نه چندان پر هزینه به هزاران جا نامه بنویسد و درخواست کمک کند و پاسخ زیبای نه!!! را بشنود باید اینچنین در اختلاف بین یک فدراسیون و تربیت بدنی بسوزد و بسازد ؟!!!!!؟؟؟؟؟؟
و کم کم نابود شود ؟!
مگر چند دلسوز داریم که اینچنین زیربار نگاه های اولیای مقام آوران رده های سنی به خاطر عدم تخصیص هدایایی خاص خرد می شوند و دم نمی زنند؟ به راستی تحمل آدم ها را با چه مجوزی می سنجیم و به بازی می گیریم و کارهایشان را وظایف آنها تلقی می کنیم؟! مگر در این کشور چند نفر حاضرند بی چشمداشت حتی یک ریال حقوق... خالصانه تفکر و صادقانه خدمت کنند ؟
آنوقت به آنها بگوییم باید گدا باشید تا موفقیت کسب کنید!!!
در آخر به این نکته اشاره می کنم که پس از اصرار دکتر مداحی سابق بنا به عدم استقلال شطرنج کرج هیئت شطرنج تهران مسئول شناخته می شود که آنهم با وجود رفتن هدهدی ها و آمدن زاهدی ها(موقع نوشتن مقاله) بیشتر مشابه کلاف سردر گمی است که بوی نخودی به رنگ سیاه را می دهد تا کمک!!!امیدوارم جانبازی چون دکتر مداحی سابق و انشالله آقایان جدید که به واقع حق بسیاری بر گردن جوانانی چون من دارند به این نکته نیز دقت کافی داشته باشند که خدایی نکرده نا آگاهانه باعث آن نشویم که روزگاری پیش بیاید که استعمال مقداری کراک بسیار ارزانتر و راحت تر و بی دغدغه تر و کم مشکل تر باشد تا شرکت در یک مسابقه شطرنجی در هیئت هایی چون کرج...
دلسوزانی چون ها و ها و بازهم هاهارا با عدم اختصاص حق طبیعی هزاران نفر از دست ندهیم ...
اثبات زمان بسیار شفاف تر از آن چیزیست که انتظارش را داریم و قضاوتش بسیار بی رحمانه تر از آن چیزیست که خواهیم دید...!
من الله توفیق
مهدی سرستیان دیماه 1387